تبليغاتX
ســلام اسـلامشهــر - غزه در خون نفس مي‌كشد
غزه در خون نفس مي‌كشد چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 15:32
غزه در خون نفس مي‌كشد

خدا را شكر كه "غزه" هنوز نفس مي‌كشد.

خدا را شكر كه در اين ماه محرم كه ۱۳۶۹ سال از قيام خونين اباعبدالله الحسين(ع) مي‌گذرد، فرهنگ عاشورا و عشق شهادت‌طلبي، كشته شدن براي زنده نمودن دين خدا، استكبار ستيزي، مقابله با ظلم و دفاع از مظلوم همچنان خروشنده و طوفاني است.

خدا را شكر كه غزه هنوز نفس مي‌كشد اگر چه در خون. خدا را شكر كه خون حسين(ع) امروز هم تازه و حيات‌بخش است كه اينچنين حيات "هيهات من الذلة" را در رگ مسلمانان جاري ساخته است.

آري! براستي ديگر خون دادن و جان دادن حيات مسلمانان را كه عاشق شهادتند تهديد نمي‌كند، بلكه اين ترس از مُردن و هلاك شدن است كه لرزه بر اندام سپاه صهيونيست يزيديان انداخته است.

آري برادر! ياد امام راحلمان بخير كه مي‌فرمود: "ملتي كه شهادت دارد، اسارت ندارد". ديروز در ايران و امروز در لبنان و فلسطين تجلي اين سخن درخشنده به وضوح نمايان است.

آري برادر! خدا را شكر كه غزه در خون نفس مي‌كشد، كه اين ترجماني است از گفتمان امروزي "هيهات من الذلة".

اما جان برادر!

مصيبتي رفته است بر ما؛ مصيبتي بس بزرگ.

دلم خون است...

از داغ علي اكبرها؛

از داغ علي اصغرها؛

از داغ قاسم و جعفر و حبيب و عباس‌ها ...

از داغ عطش؛

از داغ يتيمي؛

آري برادر! دلتنگم ...

دلتنگ حسينم و دلتنگ زينب؛

مصيبتي بزرگ رفته است بر ما ...

جان برادر! دلشادم اما. دلشادم از حضور دوباره "زينب" و "سجاد". مي‌دانم كه هرگز نخواهند گذاشت داغ اين مصيبت كه بر ما رفته است براحتي فراموش شود. مي‌دانم كه ديگر آب خوش از گلوي يزيديان پايين نمي‌رود.

آري برادر! دلشادم امروز ...

دلشاد از آن جهت كه زينب، امروز هم در كاخ يزيد چيزي جز زيبايي نديده است.

دلشادم؛ حتي اگر داغ اين مصيبت پيرمان كرده است.

دلشادم؛ حتي اگر همه‌ي عزيزانم را از دست داده‌ام.

دلشادم جان برادر!

دلشاد از اينكه، امروز "رسول الله(ص)" با دستان مبارك خويش "علي اكبر"ها و "علي اصغر"ها را سيراب مي‌كند.

آري برادر دلشام امروز!

دلشاد از آن جهت كه دين خدا هنوز زنده است، اگر چه غزه در خون نفس مي‌كشد.

آري برادر! غزه امروز در خون نفس مي‌كشد، آنگونه كه "حسين(ع)" در قتلگاه ...

دلخونم اما برادر!

از ديده‌گانم امروز، خون جاري است.

اما جان برادر!

بگو تا بدانم چه كسي مي‌تواند در برابر اين همه مصيبت صبر كند؟ امروز چه كسي جز "زينب" مي‌تواند اين غم بزرگ را بر دوش كشد؟

آخر در اين كاروان "سجاد" بيمار است و "رقيه" هم يتيم.

آري برادر! امروز "غزه" ترجماني است از كربلا. عطش، گرسنگي، يتيمي، اسيري، محاصره، قتل و غارت...

آري برادر!

خدا را شكر كه امروز هم "زينب" هست. خدا را شكر كه امروز هم "سجاد" هست. خدا را شكر كه هنوز غزه نفس مي‌كشد. خدا را شكر كه امروز هم خدا هست...

نوشته شده توسط محمود فلاح  | لینک ثابت |