تبليغاتX
ســلام اسـلامشهــر - عصر عاشورا ...
عصر عاشورا ... چهارشنبه هجدهم دی 1387 17:53
عصر عاشورا ...

موقعيت: كربلا؛ زمان: عصر عاشورا.

أَلسَّلامُ  عَلَى الشَّيْبِ الْخَضيبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّريبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّليبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضيبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسامِ الْعارِيَةِ فِى الْفَلَواتِ، تَنْـهَِشُهَا الذِّئابُ الْعادِياتُ، وَ تَخْتَلِفُ إِلَيْهَا السِّباعُ الضّـارِياتُ ...

سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده، سلام بر آن گونه خاك آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه، سلام بر آن دندانِ چوب خورده، سلام بر آن سرِ بالاى نيزه رفته، سلام بر آن بدن‌هاى برهنه و عريانى كه در بيابان‌ها(ىِ كربلاء) گُرگ‌هاى تجاوزگر به آن دندان مى‌آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى‌گشتند ...

 أَلسَّلامُ عَلَيْك َ سَلامَ الْعارِفِ بِحُرْمَتِك َ، الْمُخْلِصِ في وَِلايَـتِك َ، الْمُتَقَرِّبِ إِلَى اللهِ بِمَحَبَّـتِك َ، الْبَرىءِ مِنْ أَعْدآئِـك َ، سَلامَ مَنْ قَلْبُهُ بِمُصابِك َ مَقْرُوحٌ، وَ دَمْعُهُ عِنْدَ ذِكْرِك َ مَسْفُوحٌ، سَلامَ الْمَفْجُوعِ الْحَزينِ، الْوالِهِ الْمُسْتَكينِ، سَلامَ مَنْ لَوْ كانَ مَعَكَ بِالطُّفُوفِ،  لَوَقاك َ بِنَفْسِهِ حَدَّ السُّيُوفِ، وَ بَذَلَ حُشاشَتَهُ دُونَكَ لِلْحُتُوفِ، وَ جاهَدَ بَيْنَ يَدَيْك َ، وَ نَصَرَك َ عَلى مَنْ بَغى عَلَيْك َ، وَ فَداك َ بِرُوحِهِ وَ جَسَدِهِ وَ مالِهِ وَ وَلَدِهِ، وَ رُوحُهُ لِرُوحِك َ فِدآءٌ، وَ أَهْلُهُ لاَِهْلِك َ وِقآءٌ، فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِى الدُّهُورُ ، وَ عاقَني عَنْ نَصْرِك َ الْمَقْدُورُ ، وَ لَمْ أَكُنْ لِمَنْ حارَبَك َ مُحارِباً، وَ لِمَنْ نَصَبَ لَك َ الْعَداوَةَ مُناصِباً، فَلاََ نْدُبَنَّك َ صَباحاً وَ مَسآءً، وَ لاََبْكِيَنَّ لَك َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً، حَسْرَةً عَلَيْك َ، وَ تَأَسُّفاً عَلى ما دَهاك َ وَ تَلَهُّفاً، حَتّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ  الْمُصابِ، وَ غُصَّةِ الاِكْتِيابِ ...

سلام بر تو سلامِ آن كسى كه به حُرمتِ تو آشناست، و در ولايت و دوستىِ تو مُخلص و بى‌ريا است، و به سببِ محبّت و ولاى تو به خدا تقرّب جسته، و ازدشمنانت بيزار است، سلام كسي كه قلبش از مصيبت تو جريحه‌دار، و اشكش به هنگام ياد تو جارى است، سلام كسي كه دردناك و غمگين و شيفته و فروتن است، سلام كسي كه اگر با تو در كربلاء مى‌بود، با جانش(در برابرِ) تيزىِ شمشيرها از تو محافظت مى‌نمود، و نيمه جانش را به خاطر تو بدست مرگ مى‌سپرد، و در ركاب تو جهاد مي‌كرد، و تو را بر عليه ستمكاران يارى داده، جان و تن و مال و فرزندش را فداى تو مى‌نمود، و جانش فداى جان تو، و خانواده‌اش سپر بلاىِ اهل بيت تو مى‌بود، اگر چه زمانه مرا به تأخير انداخت، و مُقدَّرات الهى مرا از يارىِ تو باز داشت، و نبودم تا با آنانكه با تو جنگيدند بجنگم، و با كساني كه با تو اظهار دشمنى كردند خصومت نمايم، (در عوض) صبح و شام بر تو مويِه مي‌كنم، و به جاى اشك براى تو خون گريه مي‌كنم، از روى حسرت و تأسّف و افسوس بر مصيبت‌هائى كه بر تو وارد شد، تا جائى كه از فرط اندوهِ مصيبت، و غم و غصّه شدّتِ حزن جان سپارم ...

اين سخنان كه از زبان نازنين و دل پر خون و درد امام زمان (عج) در زيارت ناحيه‌ي مقدسه آمده است؛ براي هميشه دل عاشقان آل الله را ملتهب و دردمند و بي‌قرار ساخته است. آن چنان دردي به دل و جان عاشقان اهل بيت رسول الله (ص) وارد مي‌سازد كه آن موقع احساس مي‌شود معناي "كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا" به خوبي ظاهر مي‌شود.

حسينيان خوب مي‌دانند كه "كربلا" تنها يك حادثه نيست. "كربلا" يك فرهنگ است. حسين (ع) تنها يك "شخص" يا يك "نفر" نيست كه با كشتن او تمام "حماسه" او و "راه و رسم و زندگي" او فراموش شود. حسين (ع) در روح تمام آزادگان و در جان تمام شيفتگان راه حق و در يكايك فريادهاي دادخواهي و عدالت‌طلبانه براي هميشه تاريخ جاري است. حسين (ع) زيباترين تابلوي عشق و محبت و دلداگي است. حسين (ع) آنچنان محو "زيبايي مطلق" شد كه خود نيز شد آن "مطلق زيبايي". "عشق" براي هميشه مديون "حسين" (ع) است همان‌گونه كه "آب" براي هميشه شرمنده "عباس" (ع) شده است. همان‌سان كه "صبر" در مقابل "زينب" (س) رنگ باخته است. همان‌طور كه "وفاداري" معناي خود را از ياران حسين (ع) به عاريه گرفته است.

آري؛ حسين  (ع) خدايي شد. السلام عليك يا ثارالله ... ؛ چه تعبيري از اين زيباتر مي‌توان يافت كه نشان دهد حسين (ع) خدايي شده است. حسين (ع) خون خداست. خون خدا سلامت باد...

نوشته شده توسط محمود فلاح  | لینک ثابت |