هميشه از خودمان سئوال ميكنيم "آيا ميشود كه نشود؟"؛ سئوالهاي بيشماري در ذهنِمان جولان ميدهد، ولي به نظر شما، آيا ميشود كه نشود؟!
زياد دور نشويم؛ بهتر است منظورمان را واضحتر بيان كنيم.
آقايان احمدينژاد، خاتمي، كروبي، موسوي، رضايي، ولايتي، قاليباف و همهي شمايي كه احتمالاً قصد كانديداتوري و حضور در انتخابات رياست جمهوري دورهي دهم را داريد؛ از شما سئوال ميكنم "آيا ميشود كه نشود؟!"
- آيا ميشود كه نشود، هيچگونه تعرضي به حقوق بيتالمال؟
- آيا ميشود كه نشود، جايي ديگر مقدّم بر حضور در گلزار شهدا به عنوان اولين محل ورود به شهرها و روستاها؟
- آيا ميشود كه نشود گفت، شما با ملّت و مردم خود صريح و صادق نيستيد؟
- آيا ميشود كه نشود گفت، شما خود را خادم ملّت نميدانيد؟
- آيا ميشود كه نشود گفت، شما پيرو امام و رهبري نيستيد؟
- آيا ميشود كه نشود، ناديده گرفتنِ خدمات دولتهاي گذشته؟
- آيا ميشود كه نشود، نقديهاي غيرمنصفانه نسبت به دولتهاي قبلي؟
- آيا ميشود كه نشود، معرفيهاي غلوآميز و به دور از واقعيت نسبت به خود و تيم خود؟
- آيا ميشود كه نشود، دادنِ وعدهاي خارج از توان؟
- آيا ميشود كه نشود، اسراف؟
- آيا ميشود كه نشود، بعد از انتخابات و هنگامِ عدم انتخاب شما، سنگرپراني و سياهنمايي؟
- آيا ميشود كه نشود، فراموش كردنِ ياري به شخص منتخب مردم؟
- آيا ميشود كه نشود، فراموش كردنِ مردمي بودن را؟
- آيا ميشود كه نشود گفت، شما رئيسايد نه خادم؟
- آيا ميشود كه نشود؛ ...
آري؛ مطمئناً ميشود كه نشود، جز گفتن ما ميتوانيم.

